راه حل معضل کنونی کشور چیست؟

| 17 March 2017, 10:24
نویسنده: یحیا واثق

تورنتو- کانادا  

هموطنان گرامی،

 مادران و پدران بزرگوار، خواهران و برادرن عزیز سلام بر فرد فرد شما که در هر گوشه و کنار داخل و خارج کشورزندگی مینمایید تقدیم باد.
طور‌که دیده می‌شود که کشور ما در یک مقطع حاد زمانی و یک مرحله شدید بحرانی قرار گرفته و دشمنان داخلی و حامیان خارجی برای از بین بردن کشور و نابودی ملت ما آخرین تلاش‌های مذبوهانه شان را می‌نمایند.

در چنین حالت عده‌یی از هموطنان آگاه و با درد ما سخت در تلاش‌اند که جلو این خطرات را گرفته و مانع هرنوع دسایس و توطیه‌های دشمنان داخلی و خارجی گردند، اما متاسفانه عده‌یی دیگری از هموطنان ما آگاهانه و یا نا آگاهانه بنام منافع ملی آب در آسیاب دشمن می‌رزند که ما نمونه های زیادی آن‌ را در رسانه ها به شمول فیسبوک ملاحظه می‌کنیم.

بنابران من هم خواستم در کنار سایر هموطنان خویش درد دل خویش را که خواست اکثریت ملت ما می‌باشد، با شما در میان گذاشته و قضایای کشور را از یک زاویه  دیگر مورد بررسی قرار داده و در زمینه طالب نظریات سالم شما بوده و خواهان همکاری، همگرایی، تفاهم و همنوایی های دایمی شما عزیزان می‌باشم.
چون یک بحثی سیاسی طولانی است بنابران در چند بخش حضور تان تقدیم میدارم که بخاطری حل مطلب و ارایه نظریات باید منظم پیگیری شود از توجه و نظریات سالم تان قبلا از دل و جان تشکر.

طوری‌که شواهد عینی حوادث دلخراش کشور وهمه فجایع رقتبار، ظالمانه و کلیه عمل‌کرد های خاینانه و شیادانه یی عده از خاینین چپ و راست، لیبرال و دیموکرات و حامیان و باداران خارجی شان مانند قتل و قتال ملت، ویرانی کشور، نابودی هویت ملی، از بین بردن زیربناهای اقتصادی، آثار تاریخی و فرهنگی، از بین بردن اردوی منظم و همه تجهزات مدرن هوایی و زمینی آن، تخریب محیط زیست، چور و چپاول، غارتگری، تجاوزات جنسی بالای زنان وپسران نا بالغ، ترویج گسترده موادمخدر و معتاد ساختن صدهاهزار هموطن، فرار اجباری میلیون‌ها افغان از کشور، غارت کردن ده ها میلیارد دالر پول‌های کمکی جامعه جهانی، غضب زمین های دولتی و مردم و صد ها فجایع رزیلانه دیگر توام با مداخلات تجاوزات و بالاخره اشغال کشور توسط کشورهای بی‌گانه را ملت افغان طی 37 سال با پوست، گوشت و استخوان لمس کرده و ورد زبان هر افغان گردیده گپی است غیر قابل انکار و این را هم میدانیم که آن‌قدر در مورد این همه فجایع و کلیه نا هنجاری های دلخراش و شرم آور کشور صحبت گردیده و آن‌قدر نوشته شده و تجزیه و تحلیل های صورت گرفته  که به اصطلاح دهان از گفتن زیاد خسته وگوش‌ها از شنیدن زیاد کرشده و قلم ها از کار افتاده، مغز ها و کله ها گنگس وگیج گردیده، اما بیایید بیبینید که نتیجه چه شد.

اگر ما نتایج رقت‌بار و دستاوردهای شرم آوری سیاسی کشور را به دقت مورد ارزیابی قرار دهیم دیده می‌شود که قضیه‌یی کاملا روشن و آشکار ملت ما (مبارزه علیه تجاوز شوروی و سقوط دولت دست نشانده شان و اسقرار یک دولت آزاد و مستقل) بسیار ماهرانه و دراماتیک، اما به شکل سرسام آوری به قضایای سردرگم، مغلق و پیچیده طوری مبدل گردید و ملت ما را قسمی در یک سردرگمی قرار داد که انجام آن را هیچ‌کسی نمی‌داند و هیچ‌نوع تضمینی برای آینده وجود ندارد، این نا هنجاری‌های شرم آور روند سیاسی و نظامی کشور ما نه تنها نزد اکثریت ملت ما، بلکه حتی برای عده‌یی کثیری از آگاهان و تحلیل‌گران سیاسی سایر کشورهای جهان به یک معمای عجیب وغریب مبدل شده که حل این معما برای ملت افغان بزرگ‌ترین موفقعیت میباشد.

از یک طرف حقیقت‌گویی در جامعه امروزی ما جای ندارد، دشنام دادن، توهین و تحقیرکردن یکی از جوانب قضایایی کشور و مهر و تایید بر یک دیگری امروز بازار گرمی دارد و بر خورد بر مسایل مذهبی، تباری و لسانی و ترجیخ دادن آن برمنافع ملی متاسفانه فرهنگ سیاسی جامعه‌ی امروزی ما را تشکیل می‌دهد. از طرف دیگر مدعیان غضب قدرت (این باجگیران مذهبی، تباری و لسانی) و پیروان و دنباله روان فروخته شده شان به حمایت دستگاهای استخباراتی کشورهای بی‌گانه در داخل و خارج کشور در مقابل هر نوع افشاگری ها و واقعیت‌گویی ها نه تنها سخت آشفته گردیده و مورد انتقاد شدیدشان قرار می‎دهند، بلکه با استفاده  از برچسپ زدنها و تاپه زدن‌ها با تلاش‌های مذبوهانه شان هر نوع حرکات و مبارزات ملی و مردمی را درهر گوشه دنیا که صورت گیرد در نطفه خنثی می‌نمایند، زیرا خاموشی اکثریت ما ملت افغان خصوصا پیشقراولان، نخبه‌گان و روشنفکران کشور این زمینه را  برای آنان فراهم ساخته است.

هموطن گرامی، باوجود این که مانند میلیون‌ها فرزند اصیل مادر وطن بنابر هر دلایلی در قبال قضایایی نا هنخار کشور و پیشامدهای شرم آور آن خاموش بوده‌یی، اما باز هم در فکر نجات مادر وطن هستی و دلت به حال ملت در حال اسارت و کشور در حال نابودی می‌سوزد و به یقین که همیشه افکارت در راه و چاره اساسی بیرون رفت ازین حالت رقت بار معطوف است و این را هم  میدانی که  تجزیه و تحلیل های یک عده از هموطنان فاقد پختگی شعور سیاسی و بدون مسولیت، پیروان غاصبین قدرت، باجگیران تجزیه طلبی مذهبی، تباری و لسانی و دنباله روان ایدولو ژی های چپ و راست افراطی طوری که تجارب 37 سال گذشته نشان داده به هیچ وجهه مشکل گشایی حل این همه نا هنجاری‌های سیاسی و نظامی کشور نبوده و نمی‌باشد، تنها دشنام دادن ها، انتقامجویی‌ها درد ملت را دوا نمی‌کند، تکریم و تکفیر کردنها، خایئن ملی گفتن و قهرمان ملی خطاب کردن ها ما را به راه حل اساسی قضایایی شرم آور کشور متوصل نمی‌سازد. زیرا این ها همه و همه از جمله دسایس و توطیه‌های خطرناک و از قبل پلان شده‌یی دشمنان خارجی ما بوده که توسط دستگاه‌های استخباراتی کشورهای بی‌گانه مانند سعودی شرکای جرمش و مخصوصا ایران و پاکستان به منظور ایجاد نفاق و شقاق ملت ما وارد  جوامع افغانی (داخل وخارج کشور) گردیده که توسط نوکران و فروخته شده گان داخلی شان غرض مغشوش ساختن اذهان مردم به کار برده شده که متاسفانه حتی عده‌یی از تحلیل گران غیر وابسته به جناح‌های جنگی بنام اشخاصی بی‌طرف بنابر عدم پختگی شعور سیاسی و عدم شناخت و تجارب از جوف سیاسی کشور به نام منافع ملی طوری تبلیغ می‌گردد که به اصطلاح ما خود آگاهانه و ناآگاهانه آب در آسیاب دشمن میریزیم و یا می‌گویند از ماست که بر ماست.

این را هم باید بدانیم که دفاع از رهبران یک حزب و تنظیم و یا کوبیدن و محکوم نمودن رهبران و تنظیم‌های دیگر، هموطن نهایت گرامی فقط خود را جز فریب دادن چیزی دیگری نیست، زیرا این ها همه و همه توسط دستگاهای اسخباراتی کشورهای بی‌گانه از شمال و جنوب داخل کشور گردیده و تحمیلاء در راس هردو نیروی متخاصم چپ و راست قرار گرفتند و با داشتن هرنوع اختلافات سیاسی، مذهبی، تباری و لسانی بر سر یک کرباس بوده و همه بدون تفاوت نظر به ا قتضای شرایط زمان و وظایف مشخص در خدمتی دستگاهای استخباراتی بی‌گانه ها قرار گرفته اند.

پس شما هموطنان گرامی مرد وزن، پیرو جوان از هر منطقه‌یی کشور که هستید، به هر مذهبی که تعلق دارید، به هر زبانی که تکلم می‌کنید و به هر ایدیولوژی که پیوند دارید و تا امروز بنابر هر دلایلی در مقابل همه نا هنجاری های کشور خاموش و بی‌تفاوت بوده اید، سخنانم متوجه شماست، زیرا همه تان می‌دانید که همه‌ی نا هنجاری ها و بدبختی‌ها مشکل یک مذهب، قوم، منطقه و زبان و یا یک حزب و تنظیم و سازمانی نبوده و پیروان یک مذهب، قوم، منطقه و یا حزب و تنظیم به هیچ وجهه نمی‌تواند به تنهایی در مقابل این همه دسایس، توطیه ها وهزارن  بد بختی و سایر نا هنجاری های که از چار طرف مرزهای کشور سرا زیر می‌شود مبارزه کرده و ایستادگی نماید؛ مخصوصاَ که رهبران شان در خدمت کشور های بی‌گانه قرار داشته باشند.

این مصایب امروزی یک فاجعه‌یی عظیم همگانی و یک قضیه‌یی کاملا ملی بوده که مربوط همه ملت افغان می‌باشد، این را باید بدانیم که کشورهای بی‌گانه مانند سعودی، قطر، بحرین، ترکبه، هند و مخصوصاَ دو همسایه نابکار ما ایران و پاکستان چه به خاطری منافع مادی و مذهبی‌شان و چه به خاطری انتقام از دشمنی‌های دیرینه شان با دولت ها و ملت افغان سوگند خورده‌اند تا از راه‌های مختلف ملت ما را نا بود و کشورما را ویران نمایند.

پس برای دریافت واقعیت های اصلی قضایایی نا هنجار و شرم آور کشور و پیدا کردن راه حل اساسی بیرون رفت از این همه فجایع، اگر ما فقط یک‌بار به خود تکان داده از حالت خاموشی و بی تفاوتی برآمده و همه تعلقات و تعصبات مذهبی تباری، لسانی و پیوندهای سیاسی، بغض و کینه، اختلافات شخصی و سلیقه‌ی،کیش شخصیت پرستی و خود خواهی و خود نگری را از خود دور ساخته و با دقت و حوصله‌مندی روند سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی کشور خویش راهمان گونه که به وقوع پیوسته و اکثر شما هموطنان گرامی به حیث شاهدان عینی آن را ملاحظه کردید، به دقت و با یک دید وسیع مورد ارزیابی قرار دهیم، به وضاحت دیده می‌شود که از همان آغاز فاجعه 7 ثور 57 و شروع مقاومت ها و خیزش های مردمی و نصب تحمیلی رهبران وارداتی توسط دستگاهای اسخباراتی کی، جی، بی، جی، آر یو و ای، اس، ای و... در کشوری ما جنگ نه به خاطر استقرار کدام رژیم دیموکراتیک و تطبیق عدالت اجتماعی بوده و نه به خاطر به وجود آوردن یک دولت آزاد و مستقل اسلامی، بلکه با استفاده از (عدم داشتن شعور سیاسی جوانان کشور، احساسات گرم افغانی، اعتقادات دینی و مخصوصاَ جهاد بر حق و شجاعت ملت افغان، عدم موجودیت یک رهبری سالم و واحد ملی و موقعیت خاص استرتراتژیک کشور) آ غاز یک جنگ تحمیل شده طولانی استخباراتی و نیابتی به خاطر اهداف کشورهای بی‌گانه چون همسایه ها، منطقه و جهان در سر زمین ما میان حق و باطل بین ظالم و مظلوم بوده ومی باشد. 

یک طرف قضیه ظالمین، یک مشتی از اقلیت وحشت زده از فروخته شدگان بی ارزش از اقوام مختلف کشور به هر مذهبی که تعلق داشته، به هر زبانی که تکلم کرده و به هر ایدولوژی که پیوند دارند نه تنها رهبران و لیدران خلق و پرچم و تنظیم های قد و نیم قد ساخته شده چودری های پاکستان و آخوندهای ایران، بلکه عده‌یی محدودی از کدرها و لیدران سایر احزاب و جریانات سیاسی دهه دیموکراسی وحتی تعدادی از تحصیل یافته‌های وابسته به کشورهای غربی که حضور فزیکی هر کدام شان را در 16 سال گذشته در هر سه قوه، اجرایه، مقنینه و قضایه دولت نام نهاد آقای کرزی و دولت وحشت ملی  همه میدانند یعنی عده قلیل (کمتر از پنجصد نفر) از فرزندان ناخلف این سر زمین افرادی باطل و ظالم که صرف بخاطر غضب قدرت، جمع آوری سرمایه و خصلت مزدور منشی به قسم آله های ابزاری دستگاهای استخباراتی کشورهای بی‌گانه که در سطور قبلی از آنها یاد گردید مخصوصاَ ایران و پاکستان قرار گرفته و کشورهای متذکره، این دوستان کاذب ملت افغان، به نام کشورهای برادر، مسلمان، همسایه، هم فرهنگ و هم زبان به بهانه دفاع از ملت افغان و به نام مبارزه و جهاد علیه شوروی و یا ظاهراَ به خاطر دفاع از اهداف و منافع امریکا اهداف خودشان را در کشور ما بر آورده ساخته و می‌سازند.
بنابرآن طوری‌که همه میدانیم در این جنگ تحمیلی این اقلیت ظالم و این تشنه‌گان قدرت از سرمایه سرشار، ابزار جنگی، حساب و حمایت‌های کشورهای همسایه، منطقه و جهانی مستقیم و غیرمستقیم بر خوردار بودند و تا توانستند مدتی 37 سال  بالای گرده‌های مردم ظالمانه ادعای امارت و ریاست کرده بالای ملت با غرور و تکبر فخر فروشی و اما در مقابل   باداران خارجی شان دست بوسی و آستان بوسی می‌کنند.

 طرف دیگر قضیه اکثریت ملت افغان شامل همه اقوام کشور بوده که زمانی به نام مخالف دولت، ضد جهاد، شعله‌یی، سامایی، طرفدار شاه سابق، عسکر، افسر، سازمانی، حزبی، مامور و کارمند دولت که اکثرشان چنین نبودند قربانی داد.
شما هم‌وطنان گرامی، به یاد دارید که این ملت بی‌چاره به چه عناوین مورد ظلم، زجر، ستم و شکنجه‌یی هردو نیروی چپ و راست افراطی و تا به دندان مسلح قرار گرفت و شهید و نابود شد و یا زخمی، معلول و فراری کشورهای گوناگون گردید؟
آیا شما به یاد دارید که هزاران انسان تحصیل کرده یا سرمایه معنوی کشور با دسایس گوناگون صرف به خاطری جلو گیری از افشای حقایق و تبارز رهبران ملیی و به خاطری جلوگیری از راه اندازی مبارزات ملی گرایانه و ضربه زدن به منظور نابودی سایر احزاب دیگر چه توسط اعمال دولت دست نشانده و چه توسط نوکران دستگاه های استخباراتی بی‌گانه گرفتار، زندانی و بلاخره به فرمان محاکم انقلابی و صحراهی اعدام گردیدند؟ 
آیا به یادتان است که چقدر شهرها و قصبات ما توسط بمباردمان قوای دولت دست نشانده اشغالگر شوروی و یا توسط حملات راکتی ویران و چقدر شهید و زخمی و چقدر معلول و آواره به جا گذاشت؟
خلاصه ملت زچرکشیده ما 14 سال صرف به خاطر دفاع از کشور و یا نجات کشور با استفاده (از دو کلمه‌یی ملحد و اشرار) چه قربانی‌های بود که نداد، این همه اولاد ملت بی‌چاره افغان بود بدون آن که چیزی از واقعیت های پشت پرده  بدانند 14 سال در جبهات جنگی کشور بنام ملحد و اشرار علیه هم‌دیگر مبارزه کردند، خون ریختند، یکدیگر را کشتند و هزارا ن خانواده را سوگوار جگر گوشه‌های‌شان ساختند، اما رهبران شان عیش و نوش کردند و در تلاش حفظ  قدرت و جمع آوری سرمایه، پیروی هرچه بیشتر و کورکورانه از کشورهای بیگانه و در تلاش سازش ها و تبانی‌ها با یک‌دیگر بودند و بلاخره بعد از ویرانی بخش زیاد کشور و قتل صدها هزار هموطن دیده شد که بنابر دساتیر دستگاهای استخباراتی کشورهای بی‌گانه در اثری سازش‌ها و تبانی‌های عده‌یی از رهبران هردو نیروی چپ و راست افراطی دولت نجیب الله سقوط کرد و پلان صلح ملل متحد ناکام ساخته شد.

رهبران ملحدین و اشرار (بگفتی  خود شان) باهم متحد گردیدند و مانند بوره و نمک با هم مخلوط شده و(به همان قسمیکه جدا کردن بوره ازنمک کاری ناممکن است، به همان گونه حالا سلامت و ملامت و یا خاین و صادق  تا امروز در میان شان گم  شده و کاریست بس مشکل)  داخل کابل گردیدند.
مداخلات و تجاوزات علنی سایر کشورها مخصوصاَ سعودی، ایران و پاکستان جاگزین تجاوز قوای اشغالگری شوروی گردید و جنگ های سیاسی و ایدیولوژیکی میان گروپ های خلق و پرجم شاخه های (حزب دیموکراتیک) و تنظیم های افراطی بقایای (جریان اخوانزم) به جنگ‌های تنظیمی مبدل گشت. بازهم وطن ما شاهد یک جنگ نا خواسته و تحمیل شده یی میان تنظیمی به دستور دستگاه هایی استخباراتی کشورهای بی‌گانه بود که بازهم سر زمین ما به قربانگاهی هولناکی مبدل گشت که قربانیان آن فقط ملت افغان بود که این بار بنام این تنظیم و آن تنظیم حدود 65 هزار از شهریان کابل جام شهادت نوشیدند وبازهم هزاران نفر سوگوارار عزیزان شان گردیده و بازهم خانه ها ویران و بازهم ملت آواره و سرگردان در کشورهای بی‌گانه گردید. 

شما هموطنان گرامی شاهد وحشت، بربریت، دهشت، ویرانی، تجاوزهای جنسی، قتل و... را که بشر در ادوار مختلف تاریخ شان ندیده بود در سر زمین آبایی تان تجربه کردید که این تشنه گان قدرت و نوکران دالر، ریال، پوند و کلدار، دزدان لاجورد، یاقوت، زمرد وسایر سنگ‌های کریمه و مافیای مواد مخدر چه فجایع نبود که بالای ملت افغان تحمیل نکردند.

اما بازهم دیده شد که با تکبر و غرور به خود بالیده و بازهم به حیث رهبر این تنظیم و آن تنظیم بالای ملت فخر فروشی کردند در حالی که شرف، عزت، آبرور و حتی افغانیت و انسانیت پیروان شان را در معرض فروش قرار دادند چه رسد به ملت.

اما هموطن گرامی؛ این پایان کار دشمنان واقعی ما نبوده و نخواهد بود، زیرا بعد از چهار سال که همه تنظیم های فروخته شده که از ترتیب کاری و کلیه دساتیر باداران خارخی شان مخصوصآ پاکستان راضی، خوشحال و مدیون بودند، اما باز هم نظر به اقتضای زمان و تعین وظایف معین بعد از گسترش تفرقه، نفاق و شقاق میان ملت خصوصآ پیروان تنظیمی وظایف اکثر رهبرانی فروخته شده ختم و سندی حذف شان توسط باداران شان به موافقه خود شان به امضاء رسید. بناء  برای تطبیق پلان های شان به خاطری نا بود کردن و از بین بردن هرچه بیشتر ملت و کشور ما باید که روند سیاسی، نظامی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی ما بر وفق خواست دستگاه های استخباراتی کشورهای بی‌گانه مانند سعودی، ایران و مخصوصآ پاکستان تغییر بخورد.که متسفانه چنان شد.

یادداشت:
هموطنان نهایت گرامی شما همه در موارد ظلم، ستم، و کلیه فجایع را جع به ملت افغان را می‌دانستید و من هم با همه نا  توانی های فکری هم نکاتی را که از خاطر ه های تان فراموش شده بود روشن ساختم، اما یک موضوع را در مورد ملت
اکثر ما نمیدانیم و یا ا گر میدانیم نمیخاهیم که بدلایل زیر بگوییم :
1-    شاید منافع سیاسی، مذهبی، تباری و لسانی ما در خطر بیافتد.
2-    شاید که از تاپه زدنها و برچسپ زدنها ترسیده و به خاطر حفظ آبرو و حیثیت خویش نمی‌خواهیم بگوییم.
3-    یا میفهمیم، یا آن را مهم ندانسته نمی‌خواهیم که بگویم.
4-    بلاخره عده‌یی از ما اصلآ نمی‌خواهیم که بفهمیم.
امیدوارم لطف نموده دیدگاه های خود را در مورد این که خواست ملت چی است را شریک سازید.

فرموده که این خواست و انتظارملت چه واز کی  میباشد.
هموطن گرامی؛ طوری که  تجارب 37 سال و نتایج آشکار و تلخ آن نشان داده که همه رهبران سیاسی، تنظیمی، مذهبی، تباری و لسانی (همه تشنه‌گان قدرت و قاتلین ملت) از ترکی الی احمد زی و عبدالله با همه اختلافات سیاسی، مذهبی، تباری و لسانی که دارند، با همه زد و خورد ها و کشت و کشتار های که بین شان وجود دارد.
اما با آنهم آنها به خاطر حفظ قدرت، جمع آوری هر جه بیشتر سرمایه و خوش خدمتی به بیگانه در یک نکته همه یک وجهه مشتر ک دارند و به یک شیوه و حتی متحدانه مبارزه و ممانعت می نمایند.

حالا از شما هموطنان گرامی مخصوصآ شما آگاهان، نخبه گان، رو حانیون و علمای دین، تحلیل گران و قلم بدستان که سالها در قبال قضایای نا هنجاری های کشور و رهبران فروخته شده نوشتید، صحبت کردید و تجزیه و تحلیل های تقریبآ مشابهی داشتید، لطف کرده به ملت و مخصوصآ به کسانی که علاقه به دریافت حل قضایای کشور دارند بگویید که وجهه مشترک شما در حل این معضله‌ی ملی چه می‌باشد.

البته دور از هرنوع تعلقات، تعصبات، با یک حسن تفاهم و همنوایی که همه بدور آن وجهه مشترک جمع گردیده و با یک حرکت وسیع در مقابل این نا هنجاری ها مبارزه نمود؟

پایان قسمت اول

لطفاً نظر خود را با فورمه ذیل ارسال کنید.

/>