واکنش امرالله صالح به سخن زلمی خلیلزاد در مورد کلید صلح

| 2 February 2019, 18:20

پوهنیار عبدالقهار جواد

دیدگاه امرالله صالح در یک دهه‌ی اخیر نسبت به طالبان معلوم بوده، نیازی برای بازکردن دوباره‌ی آن نیست؛ اما موقفی تندتر از محمد اشرف غنی و آن هم پیرامون یک جمله‌ی زلمی خلیلزاد در مورد "کلید صلح در کابل" قابل تأمل است. آیا ادعای موجودیت کلید صلح در کابل از سوی  زلمی خلیلزاد نماینده‌ی حکومت ایالات متحده امریکا در امور مذاکرات صلح با طالبان، تا این حد شدت داشت که امر الله صالح را به چنین ابراز نظری وادار کند؟       

در کوتاه‌نگاهی این واکنش را می‌توان بنابر دو دلیل قابل بحث دانست: اول، شاید امرالله صالح تلاش کرده است که احساسات و روایتی سازگار با محمد اشرف غنی رییس تکت انتخاباتی آینده‌ای خود داشته باشد. دوم این‌که برای خلیلزاد هم به نحوی دیدگاه خود را علنی‌تر نسبت به روند صلح با طالبان ابراز کند؛ اما آیا این دو فرضیه خوب به کرسی نشسته اند؟ در این مبحث -فارغ از هر نوع گرایشی برای و یا علیه کسی و یا نهادی- تحلیل محتوا می شود.
  
بدون شک، امر الله صالح تلاش خواهد کرد که عضو موثر در تکت انتخاباتی اشرف غنی باقی بماند و از اثرگذاری خاصی در پیکارهای انتخاباتی آینده برخوردار باشد که این مسأله قابل فهم است و از نظر شهروندی و سیاسی اختیار دارد که در راستای مشی سیاسی محمد اشرف غنی از همین حالا همگام حرکت کند.

 از نظر نویسنده، سبک سخنرانی و نوشتاری امرالله صالح در موردهایی با معیارهای پذیرفته‌شده، همخوانی دارد؛ اما در انتخاب محتوا و ارایه‌ی دیدگاه‌ها به تعداد آدم‌های دنیا، می‌تواند برداشت‌ها و تفسیرهای متفاوت وجود داشته باشد.

امرالله صالح در نقدی در مورد سخن خلیلزاد، بیان داشت: « کلید صلح در کابل نه، بلکه در راولپندی است». به‌راستی کلید در کجاست؟ هنوز دقیق معلوم نیست که کجاست. موجودیت «کلید صلح» به تعبیر امرالله صالح در ابعاد منفی آن نسبت به دولت و مردم از سوی خلیلزاد استفاده شده است.

تفسیری که امرالله صالح از «کلید صلح در کابل» داده است نشان می‌دهد که این ادعا، کامل بار معنایی منفی دارد؛ البته هر پدیده و سخنی که تفسیرطلب شود، می‌تواند تفسیرهای متفاوت به دنبال داشته باشد. همان-طوری که امرالله صالح تفسیری کرده است که ادعای خلیلزاد نسبت به موجودیت کلید صلح در کابل را رد می‌کند و حتا تلویحی برای خلیلزاد گوشزد می‌کند که در استفاده از واژه‌ها و جمله‌های مناسب، اصطلاح "احتیاط" را در نظر داشته باشد.

 پرسش اصلی این است که آیا عبارت «کلید صلح در کابل» می‌تواند بار معنایی مثبت هم داشته باشد؟  به باور نویسنده، بلی می‌تواند داشته باشد.
 
 واژه‌ی کلید در بحث اصلی و مجازی خود بار معنایی مثبت دارد و حلال مسأله هم، معنا می‌دهد. در این مورد خاص با معنای مجازی-سیاسی آن می شود که" اقتدار" و "صلاحیت تصمیم نهایی" هم تعبیر کرد.

در اصول، اقتدار مشروع، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی در نزد حکومت افغانستان است؛ پس حکومت با داشتن جایگاهی مشروع و مقتدر می‌تواند که کلید صلح را هم در دست خود داشته باشد و نسخه‌ی نهایی را ارایه دهد. در این صورت تمام امتیاز تامین صلح را به راولپندی واگذار-کردن صواب نیست حتا اگر به تعبیرها و واقعیت‌های دیگر هم استدلال شود.

ممکن امرالله صالح خواسته باشد که با این رویکرد، هرم فشار بین‌المللی بر پاکستان را بیشتر کند که از لحاظ داشتنن نیت نیک، قابل توجیه است؛ زیرا ادعاهای همیشگی این بوده است که ساز و برگ جنگ را حکومت پاکستان علیه افغانستان مدیریت می‌کند و حالا در همین قیاس کلید صلح هم نزد آن‌ها پنداشته می‌شود؛ اما این نوع موضع‌گیری، آیا موقف حکومت افغانستان را قوی نشان می‌دهد و یا ضعیف، قابل بحث است.

 حالا اگر بپذیریم که کلید جنگ و صلح افغانستان هر دو نزد حکومت پاکستان است، پس دولت افغانستان در کجای این معادله-ی سیاسی می‌گنجد و چه به دست حکومت افغانستان باقی می ماند که با اتکا و نفوذ آن وارد کارزار مذاکرات صلح شود و در حین حال حکومت امریکا در روند مذاکرات صلح با طالبان، چرا به پاکستان مراجعه نکند که به دولت افغانستان مراجعه کند.

با درک حساسیت همین موضوع است که  رییس جمهور غنی با احتیاط مسأله‌ی «تدبیر» در روند مذاکرات صلح را برای حکومت امریکا پیشنهاد و بیشتر نقش و اقتدار دولت را در تامین صلح برجسته می‌کند که از لحاظ ادبیات سیاسی حکومتداری و حاکمیت ملی موقف‌گیری خوبی است-صرف نظر از این‌که چه کسانی موافق و یا مخالف این رویکرد اند.

در بحث کلید، او می گوید که «کلید جنگ» در اسلام‌آباد و راولپندی است؛ یعنی جنگ، نه صلح.

هرچند امرآلله صالح حالا موقف رسمی حکومتی ندارد و صرف در تکت انتخاباتی آینده‌، معاون اول محمد اشرف غنی است؛ اما سخنان وی بیشتر از پیش حایز اهمیت است؛ زیرا در مجلس‌های رسمی حکومت هم بنابر هر مصلحتی که هست، دیده می‌شود و انتظار می رود که سخنانش بر قوت و صلابت حکومت فعلی هم بیفزاید، هرچند یک‌شبه چنین تغییری، کمال و نبوغ سیاسی می‌خواهد و احتیاط؛ زیرا در قسمت اعظم عمر این حکومت  امرالله صالح منتقد بوده است و حالا یک‌شبه فراموش‌کردن تمام گرایش‌های سابق و موضع-گیری برای دفاع از حکومت فعلی، کاری است مشکل؛ اما نه غیر ممکن.

سخن اخیر این‌که در رسانه‌های تصویری و صوتی کشور و همچنان در رسانه‌های اجتماعی، بیشتر کنش و یا واکنش‌هایی بازتاب پیدا می‌کنند که گاهی عاری از سلیقه‌ها و گرایش‌های سیاسی، حزبی، سمتی... در افغانستان نیست، بنابرین نقد علمی که بر اساس تیوری‌های علوم ارتباطات استوار باشد و غرض سرکوب شخصیتی نداشته باشد، کمتر به نظر می‌خورد، با وجودی که چنین نقدها در آفرینش ادبیات سیاسی و حکومت‌داری خوب نقش موثر ایفا کرده می توانند و سیاست‌مداران متوجه عاقبت‌های سخنان شان با دریافت‌هایی از سوی گیرندگان شان می‌شوند.

۱۰  دلو ۱۳۹۷ (۳۰ جنوری ۲۰۱۹)
         

لطفاً نظر خود را با فورمه ذیل ارسال کنید.

/>