آشفته بازاری انتخابات ریاست جمهوری

| 24 January 2019, 10:33

داکتر وحید مجروح

تا حالا شده به بازار بروید تا جنس یا متاعی را که مجبور به خرید آن هستید، انتخاب کنید؛ ولی هر چی سر تا ته بازار را می‌گردید، هیچ کدام از گزینه‌های موجود در بازار به دل تان نمی‌نشیند و حد اقل معیار‌های تان را پوره نمی‌کند و با آنهم چاره‌ی جز خرید ندارید؟

مطمینم خیلی‌ها با مواجه‌شدن به لیست و ترکیب تیم‌های انتخاباتی شکل گرفته برای انتخابات ۱۳۹۸، حسی بدتر از این را دارند تجربه می‌کنند، باور دارم که خیلی‌ها بدین فکر می‌کنند که با چه مقیاس سیاسی و ارزشی می‌شود این آرایشهای تیم‌های سیاسی را باید تحلیل و محاسبه و توجیه نمود و به حماقت خود نخندید. 

در همچو آشفته بازاری، تصمیم‌گرفتن در مورد رأی فردی خود، برای هر انسان آگاهی که فقط تاریخ چند دیروزی را به خاطر داشته باشد، سخت است؛ چه برسد به بیچارهگانی که مجبور اند هم برای رأی خود تصمیم بگیرند و هم رهنمایی شوند برای عده‌ای که بدو اعتماد نموده اند. 

وقتی فکر من و تو که ادای با سوادبودن و آگاه‌بودن از کش و قوس‌های سیاسی را در می‌آریم، این چنین آشفته است، وضعیت یک شهروندی که در فلان قریه و قشلاق زنده‌گی می‌کند و کم‌تر از ما از سرمایه‌ی این وطن برای پخته‌شدن در این کوره‌ی وجدان‌سوز سیاست، بهره مند شده است را خیلی ساده می‌شود، تصور کرد.

در این مرحله فقط حرفی را که می‌توان گفت، این است که من و تو جز نسلی هستیم که بار بار به جرم لطافت احساس و پاکی وجدان و صداقت خویش فریب خورده ایم و قربانی شده ایم و به معامله گرفته شدیم و حالا که تا هنوز رنگ امضاهای این ۱۸ رییس جمهور گرامی بر کاغذ پاره‌های "کمیسیون نامستقل انتخاک باد" نخشکیده است، به باورم خیلی زود است که دوباره احساساتی شویم و سنگ این و آن بر سینه خویش و سیلی مخالفت بر روی دوست و رفیق و هم شهری خویش زنیم، اندکی صبر و تعقل به خرج دهیم، بد نبود.

و حرف آخر اینکه، در کشوری که حزب و تشکل سیاسی قوی و همه شمول و برنامه محور وجود نداشته باشد، حامیان سیاسی کاندیداها و چهره‌های سیاسی به عاشقانی جگرسوخته و دل‌رفته‌ای می‌مانند که تا آخر فیلم معشوقه‌ی شان از این عشق خبر ندارد و برایش بهایی قایل نیست متاسفانه...

در انتخابات پیشِ‌رو باور دارم در صد کثیری از کاندیداهای محترم به پاس خدماتی که در گذشته به ملت انجام داده اند و اعتماد و افتخاری که برای خویش دست و پا کرده اند،  پاداش خواهند گرفت. شاید یکی شلاقی بر شانه و دیگری چوبی بر کف دست و عده‌ای هم سیلی جانانه‌ی بر صورت...

به عنوان پاداشی در پاسخ به قول‌هایی که شکستند، فریبهایی که دادند، ناسپاسی‌هایی که کردند، قدرنشناسی‌هایی که نمودند و عوام‌فریبی‌هایی که نمودند و می‌کنند، از ملت هدیه خواهند گرفت.

شعور و سرنوشت یک ملت رنج‌دیده و دردمند را به سخره‌گرفتن، پاداش گرانی دارد و این را انتخابات ریاست جمهوری آینده به زیبایی به تصویر خواهد کشید.

لطفاً نظر خود را با فورمه ذیل ارسال کنید.

/>