جوانان و بحران خاموش بیکاری (۲)

| 16 January 2019, 13:52

احمدذکی سروری

بخش دوم

عوامل مؤثر در افزایش بیکاری

الف- افزایش ناامنی: افغانستان هرروز در هاله‌ای از ناامنی، انتحار و انفجار غرق می‌شود و خانواده‌ها شال عزای عزیزان خود را برسر می‌کند. در صورت ناامن بودن کشور، هیچ پروژه و برنامه زیربنایی قابل تطبیق نیست و کسی حاضر به سرمایه‌گذاری نمی‌شود. تا وقتی که سرمایه‌گذاران و قراردادکنندگان خارجی و داخلی در کشور احساس خطر کنند، هیچگاهی به قرارداد استخراج معادن حاضر نخواهند شد. چون استخراج معادن نیاز به طرح پروسه اقتصادی طولانی مدت دارد و امنیت یکی از نیازهای اساسی برای دوام و نتیجه‌بخش شدن پروژه‌های طولانی مدت می‌باشد. 

ستیفن سنوک، محقق در مرکز مطالعات استراتژیک بین المللی می‌گوید: "بهره برداری از ذخایر زیرزمینی افغانستان کار آسانی نخواهد بود. من نمی‌توانم تصور کنم که چگونه شما از این معادن در افغانستان، در حالی که عملیات‌های سنگین نظامی در آنجا جریان دارد، بهره برداری خواهید کرد". (سایت فارسی بی بی سی) 

ناامنی روزافزون، و حملات انتحاری و گروهی شورشیان مسلح در نقاط مختلف و شاهراهای کشور، اکنون به یک مسأله غیرقابل مهارشدنی تبدیل شده و باعث دلسردی سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی گردیده است. تا وقتی که دولت افغانستان از جلوگیری حملات انتحاری و تامین امنیت عاجز باشند، سرمایه‌گذاران، پول‌های هنگفت را در افغانستان هزینه نخواهند کرد. 

ب- تهدید داعش در افغانستان: یکی از تهدیدهای جدی که در این روزها باعث نگرانی مردم گردیده، شدت گرفتن فعالیت‌های گروه تروریستی داعش در بعضی ولایت‌های افغانستان می‌باشد. این مسأله نه تنها که مردم افغانستان را نگران ساخته؛ بلکه دیگر کشورها را نگران کرده و به صورت ویژه روسیه از افزایش ناامنی و قدرت‌گرفتن داعش در افغانستان به شدت نگران است. مبادا که افغانستان به سرنوشت عراق و سوریه گرفتار شود.

ج - ضعف مدیریت و رهبری: ضعف مدیریت و بی‌توجهی مسوولین در کشور باعث گردیده که از نیروی بشری جامعه در عرصه اقتصادمندی به صورت اساسی بهره وری کامل صورت نگیرد و جوانان به هرسو نگران باشند. بی‌توجهی و برخوردهای ناعادلانه مسوولین با جوانان، باعث فرار نیروی بشری و مغزها از کشور گردیده و افغانستان را از وجود نیروی متخصص و ماهر خالی ساخته است. 

میلیاردها دالر کمک جامعه جهانی در افغانستان سرازیر شد، ولی به خاطر نبود رهبری و مدیریت سالم در این کشور، همه این کمک‌ها حیف و میل گردید و در جاهای نامعلومی به مصرف رسید. اگر یک مدیریت سالم در کشور وجود می‌داشت، از این کمک‌ها در ایجاد کارخانه‌ها، بندهای برق، استخراج معادن و منابع زیر زمینی کار گرفته می‌شد.

یکی از موانع بزرگ اقتصادی در کشور، ضعف مدیریت حکومتی است. بعد از حضور نیروهای آیساف و برچیده شدن صفحات جنگ با طالبان در کشور، میلیاردها دالر به مردم افغانستان و زیرساخت‌ها کمک صورت گرفت که می‌توانست در جهت اشتغال و ساخت زیربناها، بسیار مؤثر واقع شود؛ اما مدیریت ضعیف دولت و افزایش فساد اداری در کشور، باعث حیف و میل شدن کمک‌های صورت گرفته به افغانستان شد و هیچ گونه کار اساسی و بنیادی در این کشور صورت نگرفت. 

از سویی هم، اختلاس‌های میلیونی و معاشات چند هزار دالری کارمندان مؤسسات داخلی و خارجی، باعث هدر رفتن این کمک ها گردیده است.  دولت و مدیریت‌های کلان اقتصادی، در طول سالیان گذشته پاسخگوی نیازهای صنعتی‌شدن و تطبیق پروژه‌های کلان نبوده و نتوانسته اند که با فساد گسترده و نبود شفافیت‌ها در کارها مبارزه کند. ضعف مدیریت و خویش‌سالاری‎ها همیشه گریبان‌گیر دولت افغانستان بوده و به بخش‌های اقتصادی این کشور آسیب‌های بزرگی را وارد ساخته است.

ادامه دارد...

لطفاً نظر خود را با فورمه ذیل ارسال کنید.

/>