جوانان و بحران خاموش بیکاری

| 14 January 2019, 15:58

احمدذکی سروری

بخش نخست

افغانستان یکی از کشورهای است که با وجود داشتن سرمایه بیش از یک تریلیون دالر معادن زیر زمینی، در بلندترین درجه آمار بیکاری و فقر قرار دارد و جوانان این کشور آواره و سرگردان هستند. میزان موجودیت معادن فلزات لیتیوم، مس، کوبالت، طلا و آهن، در کشور به اندازه‌ا‎ی است که اگر به صورت مسلکی و معیاری استخراج شود، افغانستان را به یکی از مهم‌ترین کشورهای معدنی جهان تبدیل خواهد کرد. در این مقاله در پی بررسی عوامل مربوط به بیکاری جوانان، پیامدها و راهکارهای ببرون رفت از آن هستیم. 

بیکاری روز افزون در بین جوانان، به یکی از مشکلات جدی در کشور تبدیل شده است. ریشه بسیاری از مشکلات کنونی در کشور در بحران بیکاری آب می‌خورد. اگر رهبران دولت وحدت ملی بیشتر روی سرمایه‌های بشری سرمایه‌گذاری کنند، بسیاری از مشکلات در کشور حل می‌شود. بهره‌وری از سرمایه طبیعی و زیرزمینی افغانستان، وضعیت اقتصادی مردم را ۸۰ درجه تغییر داده و جوانان را از سرگردانی و هردم شهید نجات می‌دهد؛ اما با تاسف باید گفت که تا اکنون حکومت در این زمینه فاقد یک طرح و برنامه جدی است. ناامنی روزافزون، ناامیدی مردم از آینده کشور، عدم شفافیت و فساد روزافزون اداری در تمامی ادارات دولتی، کمبود سرمایه و نبود مدیریت سالم در کشور، از مهم‌ترین علل و عوامل بیکاری جوانان به شمار می‌رود. 

کارگر کیست؟

کارگر به کسی گفته می‎شودکه در سن قانونی کار قرار داشته و صاحب شغل، پیشه، هنر، وسیله تأمین معیشت، باشد. بیکار در علم اقتصاد به فردی گفته می‎شود که در سن کار(۱۵-۶۵) قرار داشته و در جست‌وجوی کار باشد؛ اما شغل و منبع درآمد پیدا نتواند. بیکاری اصطکاکی، بیکاری فصلی و بیکاری پنهان از انواع و اقسام بیکاری اند. 

پیامدها و عواقب بیکاری

بیکاری پیامدهای ناگوار در جوامع انسانی به دنبال دارد. چنانچه ناامنی، فرار نیروی بشری از کشور، افزایش پدیده اعتیاد، تقویت گروه‌های مسلح مخالف دولت، فقر و مشکلات اقتصادی، افزایش خشونت در خانواده و محرومیت‎های خانواده‎ها از بزرگترین پیامدهای بیکاری در افغانستان است. تا زمانی که زمینه کار و شغل برای جوانان فراهم نشود، وضعیت کشور بهبود پیدا نخواهد کرد.

مشکلات کارگران در افغانستان

حدود چهاردهه می‎شود که کارگران افغانستان در کشورهای دیگر مهاجر هستند و بسیاری از آنها به خاطر مهاجرت‌های پُر خطر جان داده و در دریاها غرق شده اند. بسیاری از کارگران در روز کارگر با شکم گرسنه و فکر پریشان منتظر کار هستند و یا زیر دست کارفرمایان ظالم کار می‎کنند. کارگران در افغانستان یکی از قشرهای آسیب‌پذیر می‎باشد. 

الف- عدم حمایت دولت از کارگران: یکی از عوامل اصلی که باعث دلسردی کارگران و مهاجرت آنها از این کشور شده، این است که نیرو، انرژی، کمال و هنر کارگران در افغانستان مورد توجه قرار نمی‎گیرند و حکومت‎ها به جای که کارگران را تشویق کنند، آنان را سرکوب می‎کنند. دانشجویان و فارغ التحصیلان به شدت از دولت ناراض اند و می‎گویند که حکومت برای فراهم کردن زمینه کار برای آنان کوچکترین اقدامی نکرده است. به همین خاطر در سال‌های قبل فارغ التحصیلان در یک اقدام نمادین و اعتراض آمیز در کابل، تمام مدارک تحصیلی خود را آتش زدند. 

ب – بی ثباتی و موقتی بودن کار: موقتی بودن و عدم امنیت شغلی برای کارگران، یکی از بزرگترین مشکلات آنها به شمار می‎رود. هر کارفرما و مدیری هر وقت و زمانی که دلش خواست، کارگر را بدون آن‎که مزدش را تصفیه کند، از کار اخراج می‎کند و هیچ نهادی هم از کارگران حمایت نمی‎کند. همچنان کارگران کشور همواره از بدرفتاری کارفرمایان خود شکایت دارند، مواردی چون عدم پرداخت حقوق، از دست‌دادن بی‌دلیل کار، ضرب و شتم، توهین و تحقیر نمونه‌های از بی‌توجهی به کارگران در افغانستان اند. 

ج –پایین بودن مزد کارگر: امروزه در افغانستان بازار کار مملو از نیروی کار شده؛ ولی زمینه جذب کارگران فراهم نگردیده است. در کابل مزد یک کارگر روزانه  ۳۰۰ افغانی است اما در یک ماه شاید پانزده روز بیکار باشد. این ۳۰۰ افغانی برای یک خانواده هشت نفری، هیچ مشکلی را حل نمی‎تواند. 

د - کارهای شاقه افراد زیر ۱۸ سال: یکی دیگر از مشکلات کار در افغانستان، کارهای شاقه می‎باشد. در قانون کار افغانستان، کارهای پرخطر را برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع قرار داده؛ اما با تأسف باید گفت که هزاران کودک این سرزمین به کارهای شاقه و خطرناک مانند کارهای کارخانه، خشت پذی و ... مشغول هستند. وزارت کار و امور اجتماعی آمار این کودکان را نزدیک به دومیلیون گفته است.

ه - تبعیض و فساد در استخدام کارگران: تبعیض و فساد یکی دیگر از مشکلات کار در افغانستان می‎باشد. در ماده نهم قانون کار آمده است که در استخدام، پرداخت مزد، انتخاب شغل، مهارت و تخصص، حق تحصیل و تأمینات اجتماعی، هرنوع تبعیض ممنوع می‎باشد. در حالی که در افغانستان تبعیض جنسیتی، قومی و منطقه‌یی برای استخدام در وظیفه به اوج خود رسیده است. 

ی – تأخیر در پرداخت معاش کارگران: یکی از بزرگترین مشکل دیگر کارگران و کارمندان در افغانستان، بی‌توجهی در مورد معاشات شان توسط کارفرمایان یا صاحبان کار می‎باشد. کارفرمایان همین‎که با کارگر قرارداد می‎کند، فکر می‎کند که اورا خریده و او غلام زرخریدش می‎باشد. دیگر مسوولیتی را در قبال کارگر متقبل نمی‎شوند. بسیاری از کارگرانی که استعفا می‎کنند یا اخراج می‎شوند، تا یکسال دیگر پشت صاحب کار سرگردان می‎گردند تا معاش خود را بگیرند که این یکی از بزرگترین مشکل در افغانستان می‎باشد. از نظر دین مقدس اسلام، به موقع پرداخت نکردن حقوق کارگر، یک جفای بزرگ به شمار می‎رود.

ادامه دارد...

لطفاً نظر خود را با فورمه ذیل ارسال کنید.

/>